فرياد ياران سهند

اساس سوسياليسم انسان است چه در ظرفيت جمعي و چه فردي. سوسياليسم جنبش بازگردان اختيار به انسان است. منصور حكمت

۱۳۸۷ تیر ۱۳, پنجشنبه


در ایدئولوژی مسلط سرکوب غریزه پدیده‌ای عام و همه‌گیر نیست. ابزارهای ارضاء در اختیار طبقات مسلط است، دیگران باید اخته باشند و در صورت عدمِ اختگی، قانون آنان را اخته(سنگسار/ شلاق) خواهد کرد. ابزارهای ارضاء نظیر صیغه و ازدواج موقت دقیقا در اختیار گروهِ خاصی است. احمقانه است که بپنداریم قوانین ارضاء همگانی است، پذیرش چنین امرِ احمقانه‌ای نشانه‌ی عمق جهالت و نابینایی کسی است که بدیهی‌ترین نیازهای او نیز مشمولِ سرکوب شده است. چنین توهمی تنها می‌تواند نتیجه‌ی قطع ارتباط کلی با واقعیتِ موجود باشد.
اما آیا طبقات مسلط تنها به این برتری قانونی بسنده می‌کنند؟! حادثه‌ی زنجان در اینجا چه چیزی به ما عرضه می‌کند؟ در ایدئولوژی مسلط زن تنها افزارِ تولیدِ لذتِ جنسی است، اگر او به قوانین ارضاء(صیغه) تن ندهد، قدرت سرکوب که در اختیار طبقات مسلط است، استخدام می‌شود تا او را در برابر غریزه‌ی حاکم تسلیم کند. مددی و سردار زارعی وقتی برای ارضاء خود با مقاومت روبرو می‌شوند، از زورِ متوحش و لخت و عریان استفاده می‌کنند تا مقاومتِ زن را سرکوب کنند. این دو نفر یک استثناء نیستند، ایدئولوژی آنقدر زن را تحت سیطره و سلطه‌ی خود قرار داده است که موارد بیشماری از این دست، او را به مرز جنون یا خودکشی می‌رساند بی‌آنکه حاضر به بروز ستمِ جنسی این آقایان شود.
اگر عمومی پنداشتنِ قوانین ارضاء، احمقانه است، پذیرش این که ارضاء نامشروع برای همگان مستوجبِ حد می‌شود، ابلهانه‌تر است. حد، تنها بر محذوفین جاری خواهد شد، به همین دلیل است که دختر قربانی هنوز در بازداشت‌گاه‌های زنجان است.
در این مورد ویژه، ایدئولوژی مسلط حتی ذره‌ای هم حقیقت‌مند نیست، نه در سرکوب غریزه و میلِ محذوفین حقیقتی نهفته است و نه در ارضاءِ تمام عیارِ طبقات مسلط. برچیدنِ این سلطه‌ی لخت و عریان تنها زمانی میسر خواهد بود که مقاومت به اصلی عمومی و علنی بدل گردد. تا زمانی که مقاومت در برابر مددی و مددی‌ها تنها در نهان‌خانه‌ها صورت پذیرد، آن‌ها آزاد و رها به زندگیِ شرورانه خود ادامه خواهند داد. همان ایدئولوژی و قانونی که مددی را آنقدر گستاخ کرده که دختری را با زور و فشارِ اخراج از دانشگاه مورد تعرض قرار دهد، در نهایت در دادگاه‌های به اصطلاح صالحه‌اش او را از هر گناهی مبرا خواهد ساخت. مقاومت در برابر چنین ستمی با مستمسک قرار دادنِ این قانون و ایدئولوژی میسر نیست. باید نزاع را به بیرون از مرزهای ایدئولوژی مسلط برد و در آنجا حریف را مغلوب کرد. اگر طبقات مسلط ما را محکوم کنند که می‌خواهیم ایدئولوژی را از اجماع بیندازیم و آن را نابود کنیم، « ما به این تبهکاری معترفیم!»

0 نظر:

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

<< صفحهٔ اصلی