اول ماه مه
اول ماه مه روز جهانی اتحاد و همبستگی کارگران و زحمتکشان جهان را در حالی پاس میداریم که بحران ناشی از سرمایه داری لجام گسیخته بشکل دولتی و خصوصی آن تمامی عرصه های زندگیمان را فرا گرفته و جامعه بحران زده ما را در باتلاق بیعدالتی٬ فقر٬ نابرابری و فساد غرق می سازد. میلیون ها بیکار بیخانمان و گرانی و تورم بیش از حد در کشوری که صادر کننده نفت یکصد دلاری است و بر منابع بیکران نفت و گاز تکیه زده است عمق فاجعه را نمایان میسازد. حاکمان با سیاستهای نابود کنندشان در تمامی ابعاد اجتماعی- اقتصادی- سیاسی و فرهنگی ثابت کرده اند که صلاحیت و کفایت رهبری مردم را نداشته و بایستی طرحی نو درانداخته شود. ما کارگران به عنوان پیشروان طبقه تحت ستم در ایران بایستی با تشکیل مجامع عمومی و اتحادیه های خود در تمام مراکز صنعتی مانند نفت – گاز- پتروشیمی-خودرو سازی- فولاد و ... در پی احقاق حقوق بغارت رفته مان باشیم و با اتحاد با کارگران جهان مبارزه ی خود را با سرما یه داری جهانی گسترش دهیم .
در انتها این عید کارگری را به تمام هم طبقه هایم تبریک میگویم و یک شعر از پی یتروگوری تقدیم آنها میکنم . بیا ای ماه مه خلق ها انتظارت را میکشندجان های آزاد بر تو درود میفرستندای عید مهربان کارگرانبه افتخار آفتاب تابان شودستهای پینه بستمان را بر افرازیمتا نیروئی بار ور تشکیل دهند ما بر آنیم که جهان را آزاد کنیماز ستم گران و از بیکاری و از طلاپس ای سرود امیدهای بلند پرواز طنین افکن شوبخاطر نیروئی که میوه ها را میرساندبخاطر شکوفه باران بی نهایت دلخواهی که در آنآینده لرزان میدرخشدجوانی دردها آرمانهاو بهاران با ملامت اسرار آمیزشانای ماه مه سبز از تبار آدمیزادان ! به قلبها شهامت و ایمان عطا کنای گروههای بردگان! ترک بگوئید کارگاهها را کارخانه های پر دود و حرارت رامزارع را رها کنید و از کشتی ها به زیر آئیددرنگی درنگی از عرق ریختن جاودانه گلی چند پیشکش کنید به عصیان گرانی که به خاک افتادنندبا نگاه دوخته بر سپیده دمبه دلاوری که مبارزه میکند و رنج میبرد و به شاعری پیامبر گونه که میمیرد .
در انتها این عید کارگری را به تمام هم طبقه هایم تبریک میگویم و یک شعر از پی یتروگوری تقدیم آنها میکنم . بیا ای ماه مه خلق ها انتظارت را میکشندجان های آزاد بر تو درود میفرستندای عید مهربان کارگرانبه افتخار آفتاب تابان شودستهای پینه بستمان را بر افرازیمتا نیروئی بار ور تشکیل دهند ما بر آنیم که جهان را آزاد کنیماز ستم گران و از بیکاری و از طلاپس ای سرود امیدهای بلند پرواز طنین افکن شوبخاطر نیروئی که میوه ها را میرساندبخاطر شکوفه باران بی نهایت دلخواهی که در آنآینده لرزان میدرخشدجوانی دردها آرمانهاو بهاران با ملامت اسرار آمیزشانای ماه مه سبز از تبار آدمیزادان ! به قلبها شهامت و ایمان عطا کنای گروههای بردگان! ترک بگوئید کارگاهها را کارخانه های پر دود و حرارت رامزارع را رها کنید و از کشتی ها به زیر آئیددرنگی درنگی از عرق ریختن جاودانه گلی چند پیشکش کنید به عصیان گرانی که به خاک افتادنندبا نگاه دوخته بر سپیده دمبه دلاوری که مبارزه میکند و رنج میبرد و به شاعری پیامبر گونه که میمیرد .
