خاوران سینه سرخ یادها

برای خاوران که این روزها در دم تیغ بلدوزرها قرار دارد
به تو می آموزم
كه چطور
فعل مجهول ستمها شده است
فاعلش معلوم است
بشناسش، كه ستمكش نشوی
با ستم هیچ مساز
با ستمگر بستیز
به تو می آموزم
كه اگر ما همه یك تن بشویم
یك تن تنها نیست
كه ستمدیده شود
به تو می آموزم
هر كجایی سخن از زور و زر است
حرف ربط آنجا نیست
به تو می آموزم
كه گذشت
آن زمانها كه كلام
كنج زندان دهان من و تو می پوسید
حرف را باید زد
به زبان همه كس
به تو می آموزم
كه چطور
بر رخ اطلس انسانیت
رنگها بی مفهوم
مرزها بی معنی است؛
و تو هم در تاریخ جای پایی داری
به تو می آموزم كه چطور
عشق را در دل خود ضرب كنی و سپس بر همگان تقسیمش
و چطورنا مساوی ها رابه تساوی بكشی
به تو می آموزم لحظه های گذران هستی چه بهایی دارند؛
هر زمان گلبرگی
از گل عمر من و تو به زمین می افتد پس بیا بوی خوش خوبی را به همه هدیه كنیم
نو گلم ، فرزندم ای سراپا همه شوق
تو بخواه ...
تو بپرستا كه تعریف كنم بی نهایت ها را
رژیم نام اش را "لعنت آباد" نهاد. مادران سرودی ساختند، با واژه هایی ساده و صميمی ، سرودی پر از عطر به خاطر سپردن وفراموش نکردن "ای خاوران، ای خاوران، ای سرزمین یاران، معیادگاه مادران ...." سرود خوانان، با مهر و ايستادگی شان، در زير رگبارهای تهديد وتحقير و تعقيب و... گلستان خاوران اش کردند.

0 نظر:
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
<< صفحهٔ اصلی